عمر
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 21:6 :: نويسنده : رضا

از عارفی سوال کردند:محبت را نشان چیست؟؟؟

گفت:آن که به نیکویی زیادت نشود و به جفا نقصان نگیرد.

و اگر این گونه باشیم قلب انسانها موطن ما میگردد به قول آن فرزانه:موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشان نیست موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستش دارند! اگر به هستی همچون باغی و به انسانها همچون گلهای آن باغ نگاه کنیم با گلهای متواجه میشویم گلهای خوشبو و خوشرنگ که تیغ هم دارند و گلهایی که اساسا نه رنگ بویی دارند و نه تیغی.

خوب یک سوال: فایده تیغ چیست؟مولانا فرماید:شخصی به باغ زیبایی میرود و گل سرخ زیبایی را مشاهده میکند که شبنمی بر ان نشسته و رنگ و بوی دل انگیزی دارد دستش را میبرد تا آن را لمس کند که به ناگاه تیغی دستش را میخراشد با حیت میپرسد:خدایا این همه لطافت و زیبایی را آفریدی و در کنارش این تیغ تیز و سخت گذاشتی.علت این همه بی سلیقگی چیست؟باغبان هستی به او میگوید:اگر این تیغ نباشد هرگز تو به لطافت و نرمی گلبرگ های گل سرخ پی نمیبری و شکرگذار این همه زیبایی نخواهی شد زیرا خلقت جهان جمله اضداد است!

امانوئل به عنوان مرهمی بر زخم های احساس ما که از این ادمک های تیغ گونه جراحت برداشته میگوید:هرگاه به کسی که به نوعی درباره ما بدی روا داشته خوب نگاه کنید فرشته ای را میبینید که در وجودش سقوط کرده است!

یادمان باشد آن چنان که وجود شیطان طعم شکرین حضور خداوند را در کام بندگان میچشاند حضور آدم های کاکتوسی نیز شناخت قدر و قیمت انسان های خوب است و از آنجا که هر کس وظیفه ای بر دوش دارد آدم های کاکتوسی وظیفه سختتری دارند و محبت کردن به آنها ضروری است زیرا آنها گل صورتان تیغ سیرتی هستند که آمده اند نا با تیغ های حضورشان انسان هایی که رنگ و بوی گل مریم را دارند بهتر به ما بشناسانند و اگر به دیده وحدت به هستی نگاه کنیم هر کدام از انسان ها برای ما نشانه ای از خدا دارند و اگر خدا را دوست داشته باشیم طبعا ساخته های دست او را هم دوست داشته و به آنها مهر میورزیم

 حال اساسا خوبی یعنی چه؟ برایتان میگویم درخت خوبی دارای دو شاخه است:1-محبت کردن بی بهانه به دیگران!2-بدی های دیگران را فراموش کردن!

آموخته ام که خدا عشق است و عشق تنها خداست

آموخته ام که وقتی نا امید میشوم خدا با تمامی عظمتش عاشقانه انتظار میکشد دوباره به رحمت او امیدوار شوم

آموخته ام که اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیده ام خدا برایم بهترش را در نظر گرفته

آموخته ام که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم...

یک شنبه 2 بهمن 1390برچسب:, :: 13:44 :: نويسنده : رضا

سوال اگر دیگران در دفتر زندگیمانخطی به خطا کشیدند چه کنیم؟؟؟

جواب:باید با پاککن اغماض پاک کنیم!!!

یک واژه وجود دارد که کاربرد آن در برخورد اولیه ما با اطرافیان و مردمی را که از بیماری های حسادت کینه و غرض رنج میبرند و باعث رنجیدگی ما میشوند بسیار کارساز است.(اغماض)

حکایت سهراب و اغماض

خواهر سهراب سپهری تعریف میکند:سهراب هیچگاه از سوپ پیاز خوشش نمی آمد حدود دو ماهی بود که در خارج از کشور در منزل یکی از دوستانش که همسری فرنگی داشت بسر میبرد من برای دیدارش رفتم وقت نهار دیدم سوپ پیاز اوردند و سهراب با ارامشی شگرف آن را میل کرد.بعد از اتمام نهار از سهراب پرسیدم:تو که این قدر از سوپ پیاز بدت می آمد چگونه این مدت وهمه روزه آن را میخوری و سهراب با آرامش لطیف همیشگی اش روی به من کرد و گفت:بعد از صرف سوپ یک قاشق اغماض میخورم!

خواجه شیراز اغماض را نوعی دیگر بیان میکند و میفرماید:

وفا کنیم ملامت کشیم و خوش باشیم                   که در طریقت ما کافریست رنجیدن

براستی اگر دلمان را خانه تکانی کنیم و با دیده اغماض به انسان های پیرامون خود بنگریم آنگاه کینه از باغچه دلمان خواهد رفت و اگر کینه را از دل بزداییم آنگاه محبت با شوقی لبریز از عشق در محراب دلمان به نماز خواهد ایستاد و میسراید:

در ازل قطره خونی که ز آب و گل شد                     دم ز آیین محبت زد و نامش دل شد

اما نشان محبت چیست؟؟؟ این بحث رو برای فردا میزارم امیدوارم که برگردید البته اگه براتون مفید برگردید چون اگر کسی رو از جهنم و آتش نفس بتوانم رهایی بدم یا حداقل بتوانم زندگی دنیایی کسی رو به صورت واقعی خوب کنم زندگی من بی ثمر نخواهد بود پس توکل بر ذات مقدس با نظراتتون من رو راهنمایی کنید ببینم آیا کارم خوبه یا در مورد مشکلات بگید تا از اونا براتونمطلب بیارم ممنون از همتون که تنهام نمیزارید.

شنبه 1 بهمن 1390برچسب:, :: 21:6 :: نويسنده : رضا

هنرمندان نقاش معتقدند که در طبیعت سه رنگ اصلی وجود دارد : قرمز زرد آبی که بقیه رنگها از ترکیب این سه رنگ به وجود آده اند.گروهی از روانشناسان معتقدند:در وجود انسان سه احساس اصلی وجود دارد:اصبانیت ترس غم که کنترل دقیق این سه احساس منجربه احساس چهارمی به نام شادی میگردد.

اما خواص این سه احساس به شرح زیر میباشد:

1-عصبانیت:احساس قدرت به ما میدهد(موارد لزوم از حریم خود دفاع میکنیم)

2-ترس:احساس امنیت و انرژی به ما میدهد(در گذر از خیابان و در رانندگی احتیاط میکنیم تا سلامت بمانیم.در نتیجه احساس امنیت میکنیم) یا به طور دیگر در مواقعی که از چیزی میترسیم عملی را با تمام قدرت بدنی و با انرژی فوق العاده انجام میدهیم که در حالت عادی هرگز نمیتوانیم آن عمل را تکرار کنیم بی شک ترس عامل این انرژی عظیم میباشد!

3-غم:با درون خود آشتی کرده و با مردم بار دیگر ارتباط برقرار میکنیم(در مواقعی که نیاز به صحبت و همدلی و درددل کردن با دیگران داریم)

1-2-3-شادی:به ما امید و انرژی میدهد(شادی هرگز خود به خود حاصل نمیگردد مگر با کنترل هوشمندانه سه خصلت فوق)

تغییر احساس ها از این سه احساس به وجود می ایند توجه کنید چقدر زیبا این اتفاق می افتد بی ان که ما دخالتی در ان داشته باشیم:

1-ترس به اضافه عصبانیت مساوی حسادت

2-ترس به اضافه غم مساوی ناامیدی

مثالی برای موضوع 1:آن که میبیند دوستش در کاری پیشرفت فراوانی ولی او هنوز درجا میزند.ابتدا احساس عصبانیت بر او قالب میگردد سپس نگران میگردد از عقب ماندگی خود و احساس ترس از آینده بر او مسلط میشود و در نتیجه به آن شخص حسادت میورزد.

حال مدیریت احساس را با مثالی برایتان تشریح میکنم لطفا کمی توجه کنید:تصور کنید یکی از گواراترین و بهترین چیزها در جهان آب است آب که قطره قطره آن لبان تشنه کامی را طراوت بخشیده و حیات دوباره ای را به آدمی میدهد اگر ساعاتی آب نباشد حیات میلیون ها انسان در یک شهر به خطر می افتد و در صورت ادامه نابود میشود. حال تصور کنید!سیل هولناکی در یک منطقه چه فاجعه ای به بار می آورد میلیونها انسان و خانه هایشان به خطر می افتد و متلاشی میکند و از بین میبرد و همه از این فاجعه میگریزند.

حال یک سوال:چه فرقی بین آن سیل هولناک و آن قطره قطره آب زلال میباشد؟میگویم تربیت

آب از سد راه افتاده طی مراحلی عملی مدیریت میشود و بعد از تصفیه و با ترتیب و تربیت خاص در لوله های آب سرازیر شده و با مدیریت شما در ظروفی میریزد چه فرقی است بین این اب که تشنه آن هستید و زایش حیات را در بردارد و آن آب که از آن گریزان هستید و هلاک حیات را در بردارد؟؟؟

احساسات و عواطف ما نیز این گونه هستند اگر مدیریت شوند باعث تعالی روحمان و سلامت جسممان میگردد و اگر مدیریت نشوند شهر وجودمان را متلاشی میکنند.

امام جعفذ صادق میفرماید:برای آسوده زیستندر زندگی دو چیز را فراموش کنید:

1-بدی هایی که مردم به شما کرده اند!

2-خوبی هایی که شما به مردم کرده اید!

فراموش نکنید همه چیز در رابطه با خدا معنا پیدا میکند.

فردا میخوام راهکاری بهتون بدم تا به راحتی از بدی دیگران و خوبی خود بگذرید و واقعا برای خود زندگی کنید راهکار گذشت ازبدی ها یعنی اغماض.

پيوندها


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 3
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 65078
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1